السيد الخميني

372

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

] رفت دو مرتبه ، سه مرتبه . مگر تمام مىشود شهوات انسان . علما [ كه ] با آنها مخالفت مىكردند آن وقت هم قدرت داشتند . ملت يك ملت زنده‌اى بود كه همراهى مىكرد با اينها ؛ كار از پيششان مىرفت . ما هم اگر زنده باشيم كار از پيشمان مىرود ؛ اشتباه نكنيد . منتها ما هر كداممان يك حكمى داريم . اگر صد ميليون آدم صد ميليون رأى داشته باشد ، اين نمىتواند كار بكند - يَدُ اللَّه مَعَ الجَماعة « 1 » اجتماع مىخواهد ؛ متفرقه‌ها كار ازشان نمىآيد . اگر امروز علماى ايران ، قم ، مشهد ، تبريز ، اصفهان ، ساير ارْجاء مملكت ، اگر چنانچه اعتراض كنند به اين مطلب و به اين كثافتكاريهايى كه اينها دارند مىكنند ، اين جنايتكاريهايى كه اينها دارند مىكنند ، اين عياشيهايى كه اينها مىخواهند راه بيندازند و مملكت را به باد فنا بدهند ، ملت را به باد فنا بدهند براى شهوات نفسانى خودشان ، اگر اينها اعتراض بكنند ، اعتراض دسته جمعى بكنند ، شك نكنيد كه تأثير مىكند اما وقتى بنا شد كه يكى براى يك جهتى ، يكى براى يك جهتى ، يكى تكليف شرعى [ را ] اين طور مىداند ، آن يكى تكليف شرعىاش را آن طور مىداند ، اين مصيبت [ است ] . اينها مصيبت اسلام [ است ] . اسلام داشتنِ يك همچو معممينى برايش مصيبت است . مثلِ منِ معمم مصيبت است براى اسلام . من اين را براى شما مىگويم كه آتيهء شما تاريكتر است خداى نخواسته از حالا . قيام سيد الشهداء هم براى تشكيل حكومت بود شما يك قدرى به فكر باشيد ، يك قدر توجه داشته باشيد . هى ننشينيد تكليف شرعى براى خودتان درست كنيد : كار تنبلها ! تكليف شرعىام اين نيست ؛ تكليف شرعى آنى است كه پيغمبر . . . شما قوه‌تان بيشتر از قواى سيد الشهداء است . قوايى نداشت در مقابل آن قوه [ ولى ] پاشد قيام كرد ، مخالفت كرد ، چه كرد ، تا كشته شد . آن هم مىتوانست اگر تنبل بود - نعوذ باللَّه ؛ مىتوانست بگويد كه تكليف شرعى من نيست . از خدا مىخواستند آنها كه سيد الشهداء ساكت باشد و آنها به خرسوارى خودشان سوار باشند . از قيام او

--> ( 1 ) - دست خدا با جماعت است ؛ منسوب به رسول اكرم ( ص ) . صحيح ترمذى ، ج 9 ، ص 10 .